saitlogo

چرایی تشییع کم‌نظیر رهبری شهید

از زمان شروع جنگ دوازده روزه در بیست و سوم خرداد ١۴٠۴ تاکنون (مرداد ١۴٠۵) رخدادهای مهمی در ایران به وقوع پیوسته است (مثل جنگ چهل روزه در نهم اسفند ١۴٠۴، اجتماعات مستمرشبانه در شهرهای ایران، و جنگ هرمز خصوصا به مناطق جنوب ایران از شانزده تیرماه ١۴٠۵). یکی دیگر از رخدادهای مهم در این شرایط جنگی تشییع پیکر رهبری شهید، سیدعلی خامنه‌ای، با حضور میلیون‌ها نفر در مدت شش روز بود. هر کدام از رخدادهای مذکور نیازمند بررسی مجزا هستند، هدف این نوشته «بررسی چرایی این تشییع جنازه کم نظیر» هست. این بررسی شامل مختصات جمعیتی رخداد، چرایی و پیامدهای رخداد است.

مختصات جغرافیایی و جمعیتی تشییع

رهبر کشور در نهم اسفند ١۴٠۴ با حمله هوایی آمریکا-اسرايیل به محل کار و زندگی‌اش به شهادت رسید. اما مراسم تشییع پیکر او، چهار ماه بعد، در دوازده تیرماه ١۴٠۵ شروع و به مدت شش روز طول کشید و در شهرهای مختلفی انجام شد. بزرگترین بخش این مراسم در شهر تهران به مدت سه روز بود. دو روز (سیزده و چهارده) این مراسم در مصلی تهران بود، که جمعیت در حال حرکت با پیکر او وداع کردند و مراسم اصلی تشییع در پانزده تیرماه در خیابان اصلی دماوند، خیابان انقلاب، خیابان آزادی انجام شد، آمار رسمی دقیق نداریم اما میلیون‌ها نفر شرکت کردند. مراسم میلیونی بعدی در شهر قم در شانزده تیرماه بود. یک تشییع بی‌نظیر و میلیونی نیز در هفدهم تیرماه در شهر نجف و کربلا و در کشور عراق انجام شد. و در هیجده تیرماه تشییع میلیونی در شهر مشهد برگزار شد و رهبر شهید در جوار حرم امام رضا، هشتمین امام شیعیان، به خاک سپرده شد. رسانه‌های حکومتی مثل ایرنا، فارس تعداد شرکت‌کنندگان در شش روز مراسم را در مجموع بین چهل تا چهل و سه میلیون اعلام کردند. رسانه‌های خارجی مثل فاینشنال تایمز بیش از پانزده میلیون نفر اعلام کردند.

یک گواهی شخصی هم بدهم. نگارنده شخصا در چهل و هشت سال گذشته، در چندین مناسبت، از نزدیک شاهد حضور میلیونی مردم تهران بوده‌ و به نظرم تعداد افراد شرکت کننده در مراسم تشییع رهبری بیشتر از سایر مناسبت‌های دیگر بود. این مناسبت‌ها عبارت بودند از حضور میلیونی مردم در تظاهرات روز تاسوعا و عاشورای سال ۵٧ که زمینه‌ساز سقوط شاه بود؛ جمعیت انبوه مردم تهران در خیابان‌ها در بیست و ششم دیماه سال ۵٧ برای ابراز شادی هنگامی که شاه از ایران رفت؛ مراسم میلیونی استقبال مردم تهران در دوازده بهمن سال ۵٧ از امام خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت‌زهرا؛ مراسم میلیونی تشییع پیکر امام خمینی در شانزده خرداد سال ۶٨ از مصلی تهران تا بهشت‌زهرا؛ مراسم میلیونی تشییع پیکر هاشمی رفسنجانی در نوزدهم دیماه سال ١٣٩۵؛ مراسم کم‌نظیر و میلیونی سردار شهید قاسم سلیمانی در چهاردهم دیماه سال ١٣٩٨. مشاهدات من در این مناسبت‌ها نشان می‌داد جمعیت تشییع کننده پیکر سید علی خامنه‌ای از تمام مناسبت‌های مذکور پرتعدادتر بود.

چرایی این کم‌نظیری

در تیرماه ١۴٠۴ که این تشییع انجام شد، جامعه ایران سه جنگ را پشت سرگذاشته بود، و همچنان جامعه از وضعیت جنگی خارج نشده بود (و نشده است). معمولا در شرایط جنگی انتظار تشییع پیکر رهبر با جمعیت زیاد هست اما به چه علل این تشییع آن‌هم در شرایط جنگی «کم‌نظیر» بود؟ در آینده با کسب داده‌های بیشتر با دقت بیشتری می‌توان به این سوال پاسخ داد. من در این‌جا اجمالا به پنج علت اشاره می‌کنم.

عامل اول این‌که در حالی که ایران برای چندین‌بار با آمریکا برای مدیریت اختلافات در حال مذاکره بود، اما ناگهان و ناجوانمردانه به ایران و به محل کار و زندگی رهبر کشور حمله شد و او و خانواده‌اش را به شهادت رساندند. این اقدام کثیری از مردم را برانگیخت و این برانگیختگی خود را در تشییع میلیونی پیکر نشان داد.

عامل دوم این که فردی که شهید شد فقط رهبر یک کشور نبود او یک مرجع مذهبی و حامی فلسطین نیز بود. مرجع‌کشی حتی از سوی استعمار پیر انگلیس در قرن نوزدهم انجام نمی‌‌شد اما این جنایت احمقانه از سوی ترامپ خودشیفته بعنوان رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد. این جنایت، اقشار مذهبی را بیشتر برانگیخت. ضمنا این رهبر و مرجع مذهبی از مدافعین جدی و طولانی نهضت مقاومت مردم فلسطین در مقابل اشغال‌گران سرزمینشان بود. به همین دلیل مردم مسلمان سایر کشورها در شهادت رهبری سوگواری کردند، و بعنوان نمونه ما این سوگواری میلیونی را در شهر نجف و کربلای کشور عراق دیدیم.

عامل سوم این که نحوه و محل شهادت رهبری در نقطه مقابل جو تبلیغاتی بود که دشمنان ایران (مثل نتانیاهو و رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال) از سال‌ها قبل علیه رهبری نشر داده بودند. تبلیغ کرده بودند که بیت رهبری توسط شبکه‌ای از رانت‌خواران محاصره شده و خود رهبری و خانواده‌اش در سنگرهای نفوذ‌ناپذیر زندگی می‌کنند و از درد مردم خبر ندارند. اما مردم در جریان این حمله متوجه شدند که رهبری در محل کارش بوده، و دختر، عروس، داماد و نوه‌اش در همان محل زندگی می‌کردند که به طرز ناجوانمردانه‌ای به شهادت رسیدند. مردم با چشم خود دیدند در حالی‌که دشمن به پنجاه هزار نقطه ایران حمله کردند کسی از نزدیکان و وابستگان رهبری از کشور خارج نشدند. این مظلومیت ناشی از تبلیغات دروغین دشمن علیه رهبری، به برانگیختگی مردم نیز کمک کرد، و تشییع بی‌نظیر مردم نوعی ادای احترام مضاعف بود.

علت چهارم این که در دفاع از مردم مظلوم فلسطین کثیری از مسلمانان در داخل و خارج کشور همراه هستند اما آماده پرداخت هزینه سنگین نیستند.

اما کثیری از آنان شاهد بودند که رهبری ایران صادقانه آماده پرداخت هزینه بود. لذا این مردم با مشارکت در تشییع رهبر نوعی ادای احترام به شخصیتی می‌کردند که صادقانه از مردم فلسطین، در برابر اسرائیل و آمریکای متجاوز مقاومت کرده است. به همین دلیل به نظر می‌رسد اگر زمان و امکانات اجازه می‌داد همان تشییع میلیونی که در شهرهای عراق از پیکر رهبری انجام شد می‌توانست در شهرهای یمن، لبنان، کشمیر، افغانستان، پاکستان و حیدرآباد انجام شود.

عامل پنجم این که سازماندهی ستاد تشییع بابرنامه و با کارایی بالا بود. ظاهرا این ستاد تجربه‌های تشییع شهید قاسم سلیمانی را در کرمان را در نظر داشت که متاسفانه بر اثر ازدیاد جمعیت بیش از هفتاد کرمانی در تشییع او جانباخته بودند. ستاد تشییع جوری برنامه‌ریزی کرده بود که جمعیت در حرکت باشد تا با ازدحام روبرو نشوند. از همه مهمتر امنیت مراسم، خیابان‌ها و جاده‌ها کامل برقرار شده بود. بعنوان مثال برای پرهیز از گرما در مراسم تشییع قم، مراسم صبح زود شروع شد تا تشییع‌کنندگان با گرمای ظهر مواجه نشوند. هزاران موکب‌ حتی الامکان آب را به تشییع‌ کنندگان می‌رساندند. یا زائرسراها در سراسر کشور با نظم و برنامه علاقه‌مندان به شرکت در مراسم را به تهران می‌رساندند و برمی‌گرداندند. اگر خدایی نکرده در این رخداد خطیر و میلیونی جان‌هایی از دست می‌رفت، روی کیفیت و تعداد شرکت‌کننده در مراسم اثر می‌گذاشت.

آثار این تشییع

پس از شروع حمله در نهم اسفندماه به ایران، کثیری از مردم در شهرهای ایران در شب‌های مکرر در کنار مدافعان کشور از ایران دفاع کردند، همین مردم در مراسم تشییع نیز شرکت کرده و ادای احترام کردند. اثر بعدی کیفیت حال تشییع کنندگان بود. تشییع اجباری نبود. اکثر آن‌ها لباس مشکی پوشیده بودند و چشمان گریان داشتند. این تشییع ده‌ها میلیونی، نمایش قدرت شیعیان ایران و جهان نسبت به قدرت لجام‌گسیخته استعمار بی‌نقاب آمریکا و تجاوزطلبی اسرائیل بود.

نگرانی‌ها

یکی از نگرانی‌ها این که اتاق‌های تصمیم‌گیری در حاکمیت (در حالی که کشور با انواع بحران‌ها روبرو است) فکر کنند، مردم ایران همین کسانی است که شب‌ها در میادین به خیابان‌ها می‌آیند، یا همین میلیون‌ها تشییع کننده هستند. درصورتی که مردم ایران نود میلیون هستند و این مردم در جریان جنگ بر خلاف انتظار دشمن، با دشمن همکاری نکردند. متاسفانه از توجه به بین خطوط تبلیغات صداسیما، چنین برداشت تقلیل‌گرایانه و انحصارطلبانه‌ می‌شود.

نگرانی دوم این که سرمایه اجتماعی بوجود آمده برای کارهای اساسی کشور به کار نرود. همه می‌دانیم در اعتراضات هیجده‌هم و نوزدهم دیماه ١۴٠۴ (حدود پنجاه روز قبل از وقوع جنگ) بیش‌از سه هزار ایرانی جانباختند و یک شکاف میان حکومت و بخشی از جامعه ایجاد شد. البته در این فاجعه دیماه اعلام جنگ ترامپ و این که کمک در راه هست و فراخوان جنایتکارانه پسر شاه در دعوت از جوانان خشمگین ایران که بروند مراکز شهرها را بگیرند، نیز نقش داشت. با این همه و به رغم شکاف مذکور، پس از این جنگ ناجوانمردانه دو سرمایه اجتماعی در ایران رخ داد. یکی اجتماعات شبانه در میادین شهرها در زیر باران، برف و پرتابه‌های پهباد در ده‌ها شب بود که هنوز هم ادامه دارد. و دیگری همین تشییع بی‌نظیر پیکر رهبری بود. لذا شایسته است حاکمیت از این دو سرمایه برای کاهش شکاف‌های اجتماعی و عبور عزتمندانه ایران از پیچ جنگ استفاده کند. متاسفانه این نگرانی هست و نحوه تبلیغات صداسیما نشان می‌دهد که از این دو سرمایه برای تثبیت امور نامربوط به مشکلات مردم استفاده شود.

نگرانی سوم بی ارتباط با نگرانی دوم نیست. در جریان اجتماعات مردم در طول جنگ و در جریان تشییع کم‌نظیر پیکر رهبر، یک اتفاق مهم رخ داد و آن این بود که مردم ایران در دفاع از کشور میلیون‌ها پرچم ایران را به حرکت درآوردند، بطوری که ایران در تاریخ معاصرش این مقدار پرچم ندیده بود. نکته ظریف این که مراسم تشییع شش روز طول کشید و ناگهان در شب آخر تشییع در مشهد و بعد در تهران چهار میلیون پرخم سرخ (مبتنی بر خواست انتقام) پخش شد، و زان‌پس به تدریج حمل پرچم ایران کم شد و حتی از تعداد جمعیت میدان در شب‌های بعد نیز کاسته شد. روشن هست هیچ نیرویی در این، مخالف انتقام از آمران حمله به ایران و رهبر و فرماندهانش نبوده و نیست. اساسا همین دفاع ایران در برابر مهاجمان عین انتقام ایران از متجاوزان است. اما این که توسط عده معدودی چهار میلیون پرچم بجای پرچم ایران پخش می‌شود، علامت همان انحصارگری‌های رادیکال‌ها و نگران‌کننده است.

اوضاع ایران در ماه‌های آینده از دو حال خارج نیست. ایران یا عزتمندانه از پیچ جنگ عبور می‌کند و یا خدایی‌نکرده باز دشمن متجاوز جنگ دیگری را به ایران تحمیل می‌کند، و ایران باز راهی جز دفاع قهرمانانه از کشور ندارد.

در این دفاع، مهمترین عامل بازدانده در کنار مدافعان کشور، حمایت همین نود میلیون ایرانی است که پرچم ایران نماد وحدت آنان هست، که شایسته نیست با انحصارگری این وحدت ملی خدشه‌دار شود.

حمیدرضا جلائی پور وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *