
اصلاح وضع کنونی هیچ راه حل سریع و آسانی ندارد.
گفتگوی حمید رضا جلایی پور و سعید آجرلو https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1697283

گفتگوی حمید رضا جلایی پور و سعید آجرلو https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1697283

حمیدرضا جلاییپور، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است اعتراضات صنفی روزهای اخیر، نتیجه ناترازیهای سالهای گذشته است. به اعتقاد او گفتوگو با معترضین از تشدید اعتراضات جلوگیری میکند اما راهحل اساسی حرکت در مسیر توسعه کشور است. این جامعه شناس همچنین تأکید دارد که جنگ روانی دونالد ترامپ در ایران موفقیتی کسب نخواهد کرد. پذیرش رسمی حق اعتراض از سوی رهبر معظم انقلاب و رئیسجمهوری در چند روز گذشته، چه پیامها یا نشانههایی را در خود دارد؟پذیرش اعتراض کسبه از مسئولان کشور و رئیسجمهوری کار مسئولانهای بود. روشن است که در اعتراضات، برخی هم هستند که ممکن است عمل و کلام خشونتآمیز داشته باشند. ولی در ٩ روز گذشته جریان اصلی اعتراضات مردم بحق و خشونتپرهیز بود. اتفاقاً دو خصیصه در اعتراضات اخیر نسبت به اعتراضات گذشته مهم بود. یکی پذیرش اعتراضات از سوی مسئولان و دیگری عملکرد نیروی انتظامی که تلاش کرد در کنار مردم باشد. البته در برخی موارد معدود حملاتی به پلیس هم شد که طبیعی است

حمیدرضا جلاییپور، استاد جامعهشناسی سیاسی میگوید در ایران شکافهای زیادی وجود دارد و این شکافها غیرقابل کتمان است و تا کشور در مسیر توسعه قرار نگیرد، این شکافها پرنخواهد شد. او میگوید بهرغم وجود این شکافها اما وضعیتی که کشور در آن قرار گرفته، باعث شده که الزام این موضوع احساس شود که عبور از وضعیت موجود تنها با اتحاد و کنار گذاشتن برخی از شکافها ممکن است. با توجه به وضعیت فعلی که کشور در آن قرار دارد، تحلیل شما از شکافهایی که در جامعه بین نیروهای سیاسی – اجتماعی و همچنین بین سیستم سیاسی و مردم وجود دارد چیست؟ با توجه به آنچه در سال اخیر اتفاق افتاد، عمق این شکافها چقدر است؟ در کشور ما شکافهای متعددی وجود دارد؛ مانند شکاف میان جامعه و حکومت؛ یا شکاف اقتصادی بین دارا و ندار؛ یا شکاف نسلی بین متولدین دهه هشتاد، هفتاد و شصت با متولدین دهه بیست و سی که پستها را رها نمیکنند؛ یا شکاف جنسیتی بین

✍️ روشن است که کشور با ناترازیهای متعدد روبهروست و کثیری از مردم در رنج هستند و بهحق ابراز نارضایتی میکنند. ✍️ باز روشن است که در مسیر حکمرانی میشد کار به اینجا نرسد، اما متاسفانه رسیده است. ✍️ اما در شرایط فعلی، ایران با تهدید «مجدد» دشمنان جنایتکاری مثل #نتانیاهو و #ترامپ روبهرو شده است، جنایتکارانی که کارنامه آنها در سوریه و ونزوئلا آشکار است. ✍️ اما چرا من به عبور ایرانیان از این پیچ جنگی امیدوارم: چون در این شرایط حساس تاریخی سه نیروی مهم کشور، یعنی حاکمیت و دولت و نیروهای جامعه مدنی مسائل اساسی کشور را منکر نیستند و به دنبال درمان آن هستند. ✍️ دولت پزشکیان برخلاف گذشته صدای اعتراض مردم را شنید و با آن همدردی و همراهی کرد و با اصناف در تعامل است. ✍️ حاکمیت بهوسیله نیروی انتظامی در کنار مردم بود و هست و بجای سرکوب از امنیت آنها دفاع میکند. مگر اینکه سلولهای ستون پنجم اسرائیل و مجاهدین خلق (فرقه

آقای جلایی پور! ارزیابی شما از اعتراضات اخیر دی ماه چیست و برخی می گویند این تکرار حادثه دی 96 بوده است؟ بر اساس مشاهده مستقیم میشه گفت این اعتراضات در روزهای هشتم و نهم دیماه معیشتی بود و حاملانش مغازهداران بودند. فروشندگان بلور میدان شوش، موبایل فروشها، لاستیک فروشها، فروشندگان قطعات تاسیسات و غیره. عمده تظاهرات نهم دی از کسبه و کارکنان مغازهها بودند. از شغلهای جدید مثل پزشکان، مهندسان، پرستاران و معلمان کمتر بودند. عمده اعتراضات در تهران و وسط شهر بود در نهم دی ماه هم در چهار پنج محیط دانشگاهی اعتراضات دانشجویی محدود بود. ولی روز آخر کلاسها هست و دو هفته دیگر هم امتحانات شروع میشود و دانشگاه اوایل اسفند فعال میشود. اما این به این معنا نیست که در روزهای آینده دانشگاه اعتراض نمیشود. ممکنه بشود. باید دید. اعتراض ٩۶ و نهم دیماه ١۴٠۴ در دو چیز شبیه هم بودند. یکی زمینه هر دو اعتراض یکی است. حاکمیت دو دهه هست دنبال توسعه نیست،

اینکه در پانزده سال گذشته تعداد فقرا زیاد شده، روشن است که یک خطر بالقوه-و بالفعل برای انسجام اجتماعی و ثبات سیاسی کشور است. در این میان، دو نیرو از حیث سیاسی خیلی اهمیت دارند، که جا دارد حاکمیت و جامعه مدنی برای کاهش آن، شب و روز دنبال چارهجویی باشند. اما متاسفانه به نظر میرسد بخشی از حاکمیت این دو نیرو را دارند تحریک میکنند و به هیچکس هم پاسخگو نیستند. یکی تعداد جوانان چهار بعدی است (یعنی جوانان بیکار، بیتحصیل، بیمهارت، و در خانه هم ماوا ندارند) که روزها و تا پاسی از شب در خیابانها بهقول مردم عادی «عاطلاند»، و یا در خانه سربار خانوادهاند. به نظر میرسد از حدود یازده میلیون جوان ١۵ تا ٢۴ساله ایرانی حدود دوونیم میلیون «جوان ویلان» داریم (متاسفانه تعداد زنان این جمعیت بیشتر از مردان هستند). مشکل این جمعیت فقط پیوستن به خیزشها نیست این جمعیت خیلی مساعد پیوستن به بزه، قاچاق و کارهای پرخطر هست. به نظر میرسد اگر این

پنجاه و سه سال پیش در دبیرستان علوی دانشآموز بودم که با دکتر سروش که معلم ادبیات فارسی ما بود، آشنا شدم. و از سال ۵۶ هم اولین کتاب او را تحت عنوان «نهاد ناآرام جهان» خواندم و از آن زمان درسگفتارها، سخنرانیها، مقالات و کتابهای او را میخوانم، و بهره میبرم. اینک میخواهم به هشت نکته اشاره کنم. ١-من در این نیم قرن اساتید زیادی را تجربه کردم و از آنها یاد گرفتم و میگیرم، اما عبدالکریم سروش بهترین استاد من بود. من از او روش تفکیک مفاهیم، نحوه تقسیمبندی کردن موضوعات پیچیده را در مباحث انسانی آموختم. نوشتههای مرحوم شریعتی مرا به وجد میآورد دروس سروش مرا بیشتر به فکر وا میداشت. شیرینترین لحظات زندگی من وقتی بود که در کلاسهای سروش بودم و چیزی یاد میگرفتم. بارها به دکههای روزنامهفروشی مراجعه میکردم تا هر چه زودتر مجله کیان را بخرم تا مقاله سروش را بخوانم. ٢-در طی این نیم قرن هربار که سخنرانیهای جدید سروش را از

ارزیابی چهار راه عبور از پیچ جنگی طرح بحث من در همایش اخیر انجمن جامعه شناسی ایران درباره نارضایتیها و پتانسیل اعتراضی جامعه ایران تحت عنوان «افق اعتراضی در جامعه …» نوشتهای ارائه دادم و قصد تکرار آن بحث را ندارم. در نوشته مذکور به بر دو نکته تاکید داشتم. اول این که جامعه ایران ناراضی است ولی این که در آینده آیا خیزش اعتراضی رخ میدهد یا نه، قابل «پیشبینی» دقیق نیست، ما بیشتر میتوانیم بر اساس روندهای گذشته حدسهایی راجع به آینده بزنیم. نکته دوم این بود که در نیمه دوم دهه هفتاد و نیم اول دهه هشتاد مسامحتا جامعه ایران یک «جامعه جنبشی» بود. زیرا چهار جنبش اصلاحات، زنان، دانشجویان و جوانان در جامعه فعال بودند و البته در برابر این جنبشها، مقاومت اسلامی بخشی از جامعه هم حضور داشت. اما با عدم پاسخگویی حکومت به مطالبات این جنبشها از دهه نود جامعه ایران با خیزشهای اعتراضی «ناجنبشی» (مانند اعتراضات ٩۶ و ٩٨ و ١۴٠١) روبرو شد.


اصل مقاله ارائه شده برای همایش کنکاشهای مفهومی انجمن جامعه شناسی ایران که در ۱۵ مهرماه ١۴٠۴ در دانشگاه تهران برگزار شد. ١-«جامعه» جنبشی یک نظریه شناسنامه دار در «جامعهشناسی جوامع پساصنعتی» است، که پیشکسوت این بحث مرحوم آلتورن فرانسوی است که خوشبختانه کتابهای او به فارسی ترجمه شده است. او بیست و پنج سال پیش به ایران سفر داشت، اما محتاط بود که در دوره جنبشهای دانشجویی سال ٧٨، جوانان، زنان و اصلاحات در ایران، جامعه ایران را «جامعه جنبشی» بنامد. (١). ٢-با این همه درباره اعتراضات و جنبشهای جامعه ایران (دانشجویان، جوانان، زنان، اعتراضات سندیکایی و ….) بیش از دو دهه هست حداقل سه دسته مفهومپردازی شکل گرفته و کتاب و مقاله نوشته شده است. در شرایط فعلی نکته مهم توجه به تغییرات این «مفهومپردازیها» است. دسته اول، مطالعات آصف بیات است که از جنبشهای مبتنی بر «پیشروی آرام» در ایران صحبت میکرد که مهمترینش جنبش زنان بود. نکته مهم این است که این نظریه پرداز از خیزش

نشریافته در پایگاه خبری جماران طرح بحث در بیست وپنجم شهریور ۱۴۰۱، پس از جان باختن مهسا (١)، به تدریج شاهد یک خیزشی اعتراضی در سراسر ایران بودیم. بیش از صد روز امواج اعتراضات تداوم داشت. در این خیزش، حضور جوانان مثل جنبش سبز (١٣٨٨) فقط در شهرهای بزرگ مثل تهران نبود، یا مانند اعتراض به قیمت سوخت (در سال ۱۳۹۸) در «اطراف» شهرهای بزرگ اتفاق نیفتاد، بلکه در بیش از صد شهر ایران نمود داشت. به بیان دیگر این خیزش هم گستره جغرافیایی داشت و هم به لحاظ زمانی طولانیتر از اعتراضات قبلی بود. اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ کمتر از ده روز طول کشید ولی اعتراضات مهسا بیش از صد روز تداوم داشت. یکی از شعارهای غالب در این اعتراض جمعی «زن، زندگی، آزادی» بود (٢). خواستههای این اعتراضجمعی صریح نبود. مطالبه شعارها در آغاز «تحمیل نشدن سبک زندگی» رسمی حکومت و مخالفت با حجاب اجباری بود، ولی به تدریج شعارهای خیابانی به مطالبات ساختاری و ضدحکومتی تبدیل

جلائیپور: پیونده درهم تنیده دولت و ملت عامل موفقیت ایران در دفاع مقدس و جنگ دوازده روزه بود. متن کامل مصاحبه در لینک زیر موجود است: https://irna.ir/xjVybX


https://www.khabaronline.ir/news/2115584/%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1

🔸اصلاحطلبان بعنوان یک نیروی سیاسی همیشه حامی «ایران» بودهاند. در دوره جنگ تحمیلی هشتساله (١٣۵٩-١٣۶٧) کثیری از اصلاحطلبان در جبهههای جنگ برای دفاع از ایران جنگیدند. شعار محوری اصلاحطلبان در دوره اصلاحات (١٣٧۶-١٣٨۴) «ایران برای همه ایرانیان» بود. اصلاحطلبان بجای دفاع از ملیگرایی تباری از ملیگرایی مدنی و از میهندوستی تکثرپذیر و شهروندمحور دفاع کردند و حامی حکومت قانون و برابری شهروندان بودند. در حمله اسرائیل متجاوز (در ٢٣ خرداد ١۴٠۴) و جنگ دوازده روزه همهٔ تشکلهای اصلاحطلب یکصدا این جنایت اسرائیل و نتانیاهوی نسلکش را محکوم کردند و بسیاری از اصلاحطلبان از بسیجگران همبستگی ملی فراگیرتر برای دفاع میهنی بودند. 👈سخن این نوشته این است که بنا به سه دلیل زیر شایسته است همهٔ نهادها و چهرههای شاخص اصلاحطلبان با نیروهای وطنفروش، که بخشی از سربازان جنگ روانی و تبلیغاتی اسرائیل متجاوز هستند، مرزبندی آشکارتری داشته باشند. 🚨دلیل اول اینکه جنگ دوازده روزه اسرائیل تجاوز پیشه علیه ایران تمام نشده و ایران همچنان در وضعیت جنگی است. ماشین تبلیغاتی
تمامی حقوق برای حمیدرضا جلائی پور محفوظ است.
تمامی حقوق برای حمیدرضا جلائی پور محفوظ است.