مصاحبه با روزنامه هممیهن درباره بیانیه جبهه اصلاحات

١-تحلیلتان از بیانیه اخیر جبهه اصلاحات پیرامون آشتی ملی و راهکارهایی که توسط جبهه اصلاحات ارائه شده چیست؟
اول خلاصه ارزیابی خود را بگویم و بعد دلایل ادعایم را میگویم. ارزیابیام این است: متاسفانه این بیانیه فول درشت نویسندگان آن بود. زیرا:
برای اغلب ایرانیان، کارشناسان و کنشگران سیاسی مثل روز روشن است که کشور با انواع مشکلات، معضلات و ناترازیها روبرو است. و اخیرا بر این معضلات، مشکل تهدید جنگی اسرائیل تجاوزکار (با حمایت همه جانبه بلوک غرب) هم اضافه شده است. طبیعی است در برابر چنین وضعیتی هر نیرویی اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و تحولطلب (طرفداران انقلاب آرام و تغییرات اساسی) دنبال چارهجویی باشند.
جبهه اصلاحات هم در بیانیه اخیر خود برای خروج کشور از معضلاتش حدودا بر ده یا یازده پیشنهاد تاکید داشته است. پیشنهاداتی مانند آزادی زندانیان سیاسی، تاکید برگفتمان توسعه ملی، تعطیلی نهادهای موازی، عدم دخالت نیروهای نظامی در امور غیر نظامی، اصلاح رویکرد صداسیما و تغییر مدیران آن، توجه بیشتر به حقوق زنان، فعالتر کردن دیپلماسی، همکاری با همسایگان و غیره. اما مشکل بیانیه ذکر این پیشنهادات نیست (اغلب این پیشنهادات را حاکمیت و دولت در عمل بدون تبلیغات دنبال اجرای آن هستند). مشکل و فول درشت بیانیه لحن غیراصلاحطلبانه و بیتوجهی و بیمسولیتی به شرایط جنگی کشور است و حرکتی بر ضد دولت توافقگرای پزشکیان است، دولتی که نامزد جبهه اصلاحات بوده است.
لحن بیانیه در چارچوب مطالبات تحولخواهان (کسانی مانند آقای مصطفی تاجزاده از تغییرات ساختاری در نظام سیاسی) است. در بیانیه چند بار از «تخاصم ایران» از «تنشزایی» ایران و از اصرار ایران روی «استراتژیهای تقابل» صحبت شده است. این در حالی است که ایران و جمهوری اسلامی از قبل و بعد از هفت اکتبر سال ٢٠٢٣ با کشوری تخاصم نداشته است. اتفاقا جمهوری اسلامی پنج دور مذاکره با آمریکا داشت که در وسط این مذاکرات اسرائیل خبیث و آمریکا به خاک ایران و خانههای شهروندان حمله کرده است. در بیانیه از ٢٢ سال مذاکره تاکتیکی و خرید زمان از سوی جمهوری اسلامی صحبت شده است! در حالی که حکومت ایران سالها روی توافق برجام کار کرد و این آمریکا و ترامپ بود که زیر برجام زد و از آن خارج شد نه ایران و حکومت آن.
ایران و جمهوری اسلامی در زمان صدور این بیانیه در وسط جنگ با نیرویی خبیث و خطرناک مثل اسرائیل است. برای عبور از پیچ این جنگ خطرناک هر کنشگر عاقلی میداند که راهش «همکاری» حاکمیت، دولت با نیروهای جامعه است. راه عبور از این بحران ایجاد شقاق در حاکمیت و دولت در وسط جنگ با ادعای مطالبات ساختاری نیست. موتور کامیون را با بیست تن بار در هنگام عبور گردنه که پایین نمیگذارند و تعمیر نمیکنند!!
جالب این که پزشکیان توافقگرا نامزد منتخب جبهه اصلاحات است. و اتفاقا توافقگرایی دولت پزشکیان در یک سالی که ایران با شرایط جنگی روبرو بوده است کار کرده است، عدم تحمیل پوشش به زنان و یا مذاکره با آمریکا از طریق دعوا با حاکمیت بدست نیامد با توافق بدست آمد. در بیانیه جبهه اصلاحات بجای تقویت همکاری میان دولت و حاکمیت با زبان تغییرات ساختاری بر افتراق دولت و حاکمیت تاکید میکند و این عین بیمسولیتی است.
اصلاحطلبی یعنی تاکید بر تغییرات تدریجی و ممکن در درون سیستم سیاسی موجود، نه علیه سیستم سیاسی، آن هم وسط جنگ. مردم روسیه در جنگ جهانی دوم در جنگ با آلمان نازی با کمک دولت استالین، که میلیونها روسی را کشته بود، پیروز شدند. به طریق اولی هم اکنون ایران هم میتواند بر دشمن و نازی زمان یعنی حکومت غاصب اسرائیل، با کمک جمهوری اسلامی، که در سال ١۴٠٣ پنجاه در صد مردم در انتخاباتش شرکت کردند، بر خصم پیروز شود.
زبان و لحن و جهتگیری بیانیه قابل دفاع نیست. شما این زبان را مقایسه کنید با زبان انتقادی حسن روحانی در این روزها. حسن روحانی در تحلیلش از اوضاع حاد کشور، ایران را متخاصم نمیداند، و ساده و سردستی تکلیف غنیسازی را روشن نکرده است (در صورتی که خود حسنروحانی یکی از متخصصین موضوع هستهای هست. در کشورما متاسفانه کسانی درباره هستهای نظر کارشناسی میدهند که حتی اخبار هستهای را هم کامل مرور نکردهاند اما صاحب نظرات قاطع هستند). در صحبت انتقادی حسن روحانی او ضمن احترام به رهبری (و ضمن احترام به فرماندهی موثر او در جنگ دوازده روزه) و بدون گرفتن یقه حاکمیت، پیشنهاد راه برون رفت داده است (پیشنهاد بازگشت به مردم، و تدوین استرتژی ملی مبتنی بر توسعه). لحن غیر انقلابی و در عین حال دلسوزانه حسن روحانی، باعث شد این نقد بدون تنش میان نیروهای سیاسی شنیده شود و حتی صداسیما آنرا پخش کند.
کنشگری اصولگرایانه، اصلاحطلبانه و تحولطلبانه از حیث حقوق اساسی حق هر شهروندی است. اگر نویسندگان بیانیه جبهه اصلاحات کنشگری اصلاحی و تدریجی را در دولت منتخب خود مفید نمیدانند این حقشان هست که مثل سایر «کنشگرانتحولی» به دنبال کنشها و پیشنهادات تحولی بروند ولی مسولانه و اخلاقی نیست که این کنشها را زیر عنوان «جبهه اصلاحات» انجام دهند. بسیار بعید است که شخصیتهای اصلاحطلبی مثل محمدخاتمی، بهزادنبوی، حسن خمینی، اسحاقجهانگیری از این تقاضاهای تحولطلبانه در این شرایط جنگی کشور دفاع کنند.
2- چند روز است حملات تندروها به شخصیتهای اصلاحطلب و یا نزدیک به اصلاحات آغاز شده و از تریبونهای مختلف به افرادی مانند ظریف و حسن روحانی و یا موضوع الزام تغییر حمله کردند و این بیانیه جبهه هم به حملات آنها اضافه کرد. تحلیلتان از اوجگیری این حملهها چیست؟ ریشه این حملهها را در چه میدانید؟
حملات دو نیروی تندرو در صحنه سیاسی که همیشه بوده و حالا هم بیشتر شده. این دو نیروی تندرو (خالصگرایان تندرو در داخل و زیر عنوان دولت سایه و سرنگونیطلبان سنگر گرفته در رسانههای ماهوارهای) در شرایط فعلی که جمهوری اسلامی زیر فشار جنگ دشمن خبیپ اسرائیلی هست، بیشتر تلاش منفی و مخرب میکنند و این چیز روشنی است. و نویسندگان بیانیه باید متوجه پیامد کارشان میبودند.
متاسفانه بیانیه جبهه اصلاحات در حالی که ایران، حاکمیت، دولت توافقگرای پزشکیان و شهروندانش با شرایط جنگی خطیر و دشمنی خبیث مثل اسرائیل روبرو بودند، پاس گلی به تندروان خالصگرا و سرنگونیطلبان اسرائیلی در رسانههای ماهوارهای بود.
3- چرا هر گاه سخنی از تغییر به میان میآید، تندروها آشفته شد و بر علیه افرادی که تغییر حرف میزنند، اظهارنظر کرده و تلاش میکنند مانع از این تغییر شوند؟
باز روشن است که چرا چنین عمل میکنند. خالصگرایان تندرو که یک سال است از قدرت محروم شدند از انتشار این بیانیه استفاده میکنند و به حاکمیت میگویند اگر ما نباشیم هستند عدهای که دنبال کشیدن فرش از زیر پای حکومت هستند. سرنگونیطلبان خارج نشین هم میگویند مردم ما فقط دنبال سرنگونی نیستیم و عدهای هم در داخل کشور از این سیستم سیاسی عبور کردهاند. این تبلیغات به نفع جنگ روانی دشمن اسرائیلی است.