از سال پرماجرای 1403 تا ایدهآل جامعه ایرانی در سال 1404

مصاحبه با روزنامه ایران در ویژه نامه نوروزی
۱) وفاق از کجا آمد؟ مانند اصلاحات، از درون جامعه برخاست یا از درون نظام حکمرانی؟ ضرورت ها و دلالت های آن چه بود؟
«وفاق» یک رویکرد تعاملی و تدریجگرا برای مواجهه با مشکلات کشور است. «وفاق» ادامه همان جریان «اصلاحات» است با یک تفاوت. اصلاحات هم یک رویکرد تدریجگرا بود و هست. ولی در اصلاحات اهداف توسعه و توسعه سیاسی پیش شرط کنش سیاسی فرض میشد. مثلا گفته میشد اگر انتخابات آزاد برگزار نشود ما در انتخابات شرکت نمیکنیم. در صورتی که از نظر رویکر وفاق، انتخابات آزاد میوه توسعه سیاسی است. لذا یک وفاقگرا در انتخابات شرکت میکند تا بتواند بعدا به انتخابات آزاد نزدیک شود. در راه رفع تحریمها تلاش میکند تا یک قدم نوسازی اقتصاد پیش برود.
این رویکرد وفاق در انتخابات مجلس سیزدم در سال ٩٢ در بخشی از اصلاحطلبان فعال شد. بعنوان نمونه بیش از صد کنشگر و محقق علوم انسانی دو بیانیه «روزنه گشایی» را امضا کردند و مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند. حضور حدود هشتاد نفر میانهرو در مجلس فعلی بیارتباط با این مشارکت انتخاباتی نیست. وفاقگراها ننشستند ببینند چی میشود، بلکه در انتحابات شرکت کردند. بعد در انتخابات ریاست جمهوری ١۴٠٣، پزشکیان بعنوان نامزد اصلاحطلبان و وفاقگرا دائم از وفاق صحبت کرد، گفت من دنبال دعوا نیستم، من دنبال وفاق با اجزای حکومت و جامعه هستم تا کار مردم بهتر حل بشود. پس وفاق از حلقههای فکری درون جامعه مدنی و جریانهای متنوع اصلاحطلبان بیرون آمد، و نامزد این جریان هم در انتخابات ١۴٠٣ در برابر نامزد خالصگرایان پیروز شد.
۲) وفاق، پشتوانه اجتماعی داشت، یا سیاسی، یا بوروکراتیک؟ و چرا؟
گفتم وفاق هم پشتوانه اجتماعی داشت تا جایی که در اوج رکود انتخاباتی بیست و شش در صد مردم یعنی شانزده میلیون از شهروندان ایران به نامزد اصلاحطلبان وفاقگرا رای دادند. وفاق پشتوانه سیاسی هم داشت و جبهه اصلاحطلبان که از سی تشکل تشکیل شده از پزشکیان در انتخابات دفاع کرد. در این وفاق، حکمرانی هم نقش داشت اگر حکمرانی مثل انتخابات ١۴٠٠ همه نامزدهای رقیب رو حذف میکرد دیگر انتخابات رقابتی نمیشد و اصلاحطلبان نمیتوانستند نامزد داشته باشند.
۳) اگر هریک از شقوق بالا را مفروض بگیریم، یعنی مثلا وفاق دارای پشتوانه اجتماعی باشد، یا مقوم و دلیل بروز آن در امر سیاسی باشد یا، امر حمکرانی، در هر صورت از اینها، نیروی مقوم وفاق چگونه عمل میکند؟ چگونه از عمل و حرکت دولت حمایت می کند و به دنبال چیست؟
روشنه دولت وفاق چگونه عمل کرد. دیدیم در عرصه اجتماعی گشایش شد، قانون تحمیل پوشش تعلیق شد. فشار بر اساتید و دانشجوها در دانشگاهها کمی متوقف شد. تولیدات هنری تاتر، سینما و کنسرت کمی تسهیل شد. دولت از جنگ با اسرائیل استقبال نکرد، کمی جلوی خالصگرایی در ادارات گرفته شد. واتسآپ رفع فیلتر شد، در چهارشنبه سوری مردم شادی و آتیشبازی کردند ولی آتیش بازی را به رغم دلار صد هزار تومان به منازعه سیاسی با حکومت تبدیل نکردند. به موارد دیگر هم میتوان اشاره کرد.
منتها دولت پزشکیان بدشانسی هم آورد. اولا از روز اول کارش، دولت ایران وارد شرایط «شبه جنگی» با اسرائیل-آمریکا شد و در تهران اسماعیل هنیه (رهبر گروه فلسطینی حماس) که میهمان ایران بود ترور شد و به سفارت ایران در سوریه حمله شد. خوشبختانه حکومت پاسخ اسرائیل را داد و دولت پزشکیان دنبال سیاست تشدید جنگ و بازی پینگپنگی با اسرائیل نرفت. ثانیا در آمریکا ترامپ نامتعادل رای آورد که مثل بایدن همدست نتانیاهو است و دنبال تشدید تحریمها است. ثالثا وقتی نتانیاهوی نسل کش در لبنان، با شهادت سید حسن، و سوریه، با سقوط بشار اسد، پیروزی بدست آورد، در فضای مجازی سرنگونیطلبان با کمک ماهوارههای متکی به پول اسرائیل، تخریب علیه دولت را تشویق کردند. رابعا ناترازیها مثل خاموشیها و گاز و آب که حاصل دو دهه رکود اقتصادی و تحریمها بود، خود را در زندگی مردم نشان داد. خامسا دولت سایه و خالص گرایان با اتکا به امکانات حکومت هم شرایط شبه جنگی را نادیده گرفتند و هم ناترازیها (که سیاستهای دو دهه خودشان یکی از عواملش بود) را بهانه کردند و تخریب علیه پزشکیان را تشدید کردند. لذا شرایطی بوجود آمده که شما بدینسان نگران از وفاق سوال میکنید.
۴) بر فرض که مانند برای فعالان سیاسی و اجتماعی، بعد استیضاح همتی و برکناری ظریف، وفاق را پایان یافته بدانیم. در وضعیت و موقعیت کنونی سیاسی و اجتماعی ایران، اساسا چه چیزی جایگزین آن می شود؟ کدام نظریه یا رویکرد سیاسی؟ ستیز؟ سازش؟ یا چی؟
پایانیافته چیه؟ مگه وفاق فیلم سینما است که تمام شده باشه. کشور در شرایط شبه جنگی هست، وضعیت ناترازیها هست و احتمالا سال دیگه این نارضایتیها هم هست و فعلا هم تهدیدات علیه کشور هست. دولت و جامعه مدنی هم در کشور هستند.
اتفاقا همچنان با رویکرد وفاق برای حمایت از ایران باید با مشکلات روبرو شد. الان در کشور چهار رویکرد برای مواجهه با مشکلات جامعه هست به نظر من همچنان رویکرد وفاق قابل دفاع و قابل پیگیری است.
رویکرد اول همین رویکرد اصول گرایان تندرو هست که میگویند چیزی نشده تنها باید در برابر دشمن (استکبار جهانی) و اذنابش در داخل «مقاومت» کرد. این ها از تخریب دولت پزشکیان چیزی کم نمیگذارند.
رویکرد دوم همین رویکرد اصلاح-وفاق هست. یعنی با امکانات دولت و جامعه مدنی به رغم همه مشکلات و ناترازیها باید تلاش کرد که از مشکلات کشور کاست و از شرایط شبه جنگی خارج شد. باید در سیاست خارجی دنبال رفع تحریمها بود.
رویکرد سوم رویکرد تحولطلبان است که میگویند اصلاح و وفاق فایده ندارد باید دنبال تغییرات ساختاری رفت. این رویکرد هم عملی نیست. زیرا اولا حکومت در این شرایط شبه جنگی زیر بار تغییرات ساختاری نمیرود.ثانیا برای تغییرات ساختاری باید در ایران «انقلاب آرام» بشه تا بخاطر فشار این انقلاب، حکومت زیر بار تغییر ساختاری بره. اما در شرایط فعلی شرایط انقلاب آرام در کشور نیست. در جامعه ناراضی هست در جامعه امکان شورش هست اما در جامعه امکان حرکت جمعی دموکراتیک نیست. حرکت جمعی دموکراتیک به طبقه متوسط فرهنگی نیاز داره. در صورتی طبقه متوسط فرهنگی ایران از وقوع انقلابی دیگر چون ایران را با بیدولتی روبرو میکنه میترسه و ثانیا طبقه متوسط فرهنگی گرفتار تنگی معیشت هست.
رویکرد چهارم رویکرد سرنگونیطلبان است رویکردی که معتقد به سرنگونی رژیم از طریق جنگ اسرائیل-آمریکا علیه ایران هست. این رویکرد هم عقیم است. اولا سرنگونیطلبان نیروی کمی هستند فقط در خارج رسانه و بوق تبلیغاتی دارند. ثانیا مگر قدرت خارجی مغز خر خورده که بخواهد برای پیروزی سرنگونیطلبان خودش رو به آب و آتش بزند. لذا دول متخاصم و سرنگونیطلبان همه امیدشان به تشدید تحریمها است تا ایرانیان ذله بشوند تا دست به شورش بزنند تا کشور به هم بریزه تا دشمن بتونه جولانیهای خودش رو از توی آستینش بیرون بیاره. لذا این رویکرد چهارم بازکردن درهای جهنم بر روی ایران است.
۵) اساسا کارنامه وفاق در ۶ ماه عملکرد دولت را چه می دانید؟ کم بود یا زیاد؟ می توانست بیشتر باشد؟
پاسخ شما را در سوال سه دادم. میتوانست کارها بهتر پیش بره. اما با توجه به شرایط شبه جنگی و با توجه به دونیروی مخالفی که دولت پزشکیان داره (خالصگرایان با دولت سایه از داخل و سرنگونیطلبان از خارج در فضای مجازی) باز دولت بد کار نکرده.
۶) با توجه به شکل و تعین ساخت سیاسی ما، که نقطه اوج آن دولت سیزدهم بود. اساسا شما مسیر حرکت در حوزه سیاسی و اجتماعی را چگونه می بینید؟ بازی سیاسی آسان است یا دشوار؟ چرا؟
در چهل و پنج سال گذشته در ایران معمولا سیاستورزی مشکل بوده و خواهد بود. به نظر من راه عبور از مشکلات و ناترازیهای فعلی همچنان به همکاری دولت و نیروهای جامعه مدنی نیاز دارد. راه نجات در سرنگونی حکومت نیست. ضمنا مهمترین کار دولت حرکت به سوی رفع تحربمها با یک دیپلماسی متوازن هست. دوم این که حاکمیت کمی باید افسار خالصگرایان را بکشد و سیاستهای خبررسانی صدا سیما باید تغییر کند. ایران با جامعه ناراضی روبرو است حل مشکلات مردم هم به اقتصاد برمیگردد و در شرایط تحریمی فعلی دست دولت باز نیست. در چنین شرایطی صدا سیما و ماموران حکومتی نباید مردم را آزار بدهند.
۷) حالا بعد ۶ ماه، وفاق چند دستاورد داشت؛ امنیتی زدایی از امر اجتماعی، چند گام برای عادی سیاسی امر سیاسی، جلوگیری از بحران افزایی در سیاست خارجی، رفع فیلترینگ دو سکو، عدم ابلاغ قانون عفاف و حجاب و شاید مهمتر از همه، حضور آقایان ظفرقندی و میدری در دولت که نماد هستند. اما استیضاح همتی و رفتن ظریف هم بوده. با این همه اینها، وقتی به ساخت سیاسی نگاه می کنید و انتظارات جامعه، نتیجه این کنش و واکنش ها چه خواهد بود؟ یعنی مسیر پیش روی وفاق در یک سال آینده؟
جناب ظریف و همتی از دولت رفتند ولی در جامعه مدنی در خدمت ایران هستند. دولت هم از تجربیات گرانسنگ این دو استفاده خواهد کرد. سال دیگه هم مشکلات بیشتر هست لذا دولت باید محکمتر عمل کند و خودش را معطل هماهنگی با تندروها و خالصگرایان نکنه. تندروها نه دغدغه کاهش رنج مردم را دارند نه حتی دغدغه بقای جمهوری اسلامی دارند. این ها فقط قدرت میخواهند و در بحران و تحریم هم ادامه حیات میدهند. کاسبان «استصواب» و «تحریم» و «سیاست خارجی افراطی» چه کسانی هستند؟ همین خالصگرایان هستند.
۸) قطعا توییتر همه سیاست ایران نیست، زیرا درصد کمی از مردم ایران در توییتر هستند و از آنها فقط ۳ درصد کار و فعالیت سیاسی دارند. فعالان توییتری اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و تحولخواه، همه در پی رادیکال و حداکثری کردن امر سیاسی هستند. در کنار اینها، مردم یعنی قاطبه جامعه، به وفاق و کنش و واکنش هایی که در حوزه سیاسی میان بازیگران آن در جریان است، چطور نگاه می کنند؟ آنان دنبال چه هستند و از حوزه سیاسی چه می خواهند؟
در بالا اشاره شد. مردم ناراضیاند و با مشکلات معیشت دست و پنجه نرم میکنند. در این شرایط شبه جنگی رادیکالیسم در سیاستها، اوضاع را بدتر میکنه. همه تلاشها شایسته است معطوف بشه به رفع تحریمها چه با نام و چه با ننگ. ادامه تحریمها ایران را فقیرتر و ضعیفتر میکنه. توان ملی سه رکن داره: نظامی، اقتصادی و رضایت مردم از حکومت. در ایران اوضاع دو بعد توان ملی یعنی اقتصادی و رضایت مردم بد هست.
۹) وفاق، وسیله است، نه هدف، راه است نه مقصد.
ما در وفاق به دنبال چه هستیم؟ نرمالیزاسیون که آقای حجاریان در سال ۹۲ مطرح کرد؟ یعنی حداقل درون خودمان یک کشور عادی بشویم در همه سطوح؟
در همان ابتدای مصاحبه اشاره شد که «وفاق» یک رویکرد تعاملی و تدریجگرا برای مواجهه با مشکلات کشور است. راهی ندازیم جز با همین رویکرد، نیروهای دولت و جامعه مدنی دنبال حل مشکلات مردم باشند. رویکرد اصولگرایان تندرو، تحولطلبان و سرنگونیطلبان که راه حل نیست. درسته نرمالیزاسیون (عادی سازی) هم یک راهی بود که ایران از شرایط شبه امنیتی دوره احمدینژاد بیرون بیاد که تا حدودی ایران بیرون آمد. در اون دوره هم شبکه اجتماعی تلگرام تا چهل میلیون عضو پیدا کرد و برجام درست شد. همون موقع هم ترامپ از برجام بیرون رفت و تحریمها رو تشدید کرد. این چالشها ادامه داره و باید در این چالشها از ایران و ایرانی محافظت کرد.