همایش‌ وفاق و ساده سازی سریع

جناب آقای دکتر علی سرزعیم (اقتصاددان) در یاداشت کوتاهی (قابل دسترس در کانال@ali_sarzaeem) مرقوم کرده‌اند، من در سمینار وفاق شرکت نکردم.در توضیح این عدم شرکت تصریح کرده‌اند: چون وفاق یعنی معامله. معامله هم یعنی معامله با اصول‌گرایان پرقدرت. خب این دیگر سمینار نمی‌خواهد. چرا این قدر باید پول خرج کرد و چرا محققان باید علم خود را پای قدرت بریزند!بعد هم تاکید کرده‌اند محصولات کار این نوع همایش‌ها که قبلا هم برگزار می‌شده فایده نداشته است. و بقول ایشان محصولش «صفر مطلق» بوده است! بعد برای تاکید بیشتر بر ادعای خود به بی‌حاصل بودن همایش اعتدال در دوره آقای حسن روحانی (که در سال ٩٣ برگزار شد و مقالات آن در هفت جلد چاپ شد) اشاره کرده‌اند.

به نظر می‌رسد و احتمالا آقای سرزعیم اطلاعات دقیقی از چگونگی شکل‌گیری همایش اعتدال و چگونگی تدوین مقالات آن نداشته‌اند، موضوعی که با یک جستجوی گوگلی بهتر روشن می‌شد. آن همایش یک کار جمعی وسیع بود که زیر نظر انجمن علمی جامعه شناسی ایران و با مدیریت و مسولیت آکادمیک ریاست انجمن، مرحوم دکتر قانعی راد انجام شد. مرحوم قانعی‌راد در نزدیک به چهار دهه فعالیت علمی‌اش به «دستور» کار نکرد. 

من کمی در جریان شکل‌گیری هسته برگزار کننده این همایش تحت مسولیت ایشان بودم (و یک مقاله هم در این همایش داشتم). یادم هست و برخلاف ادعای جناب سرزعیم اولا کسی از سوی حکومت به ما نگفت که در این همایش چه بنویسیم. و انصافا کسی دانشش را به پای «قدرت» نریخت، هر کس نظر آزادانه خود را در همایش ارائه داد. ثانیا به من نوعی برای نوشتن مقاله یک ریال هم پول ندادند. ثالثا این که «اعتدال» در تجربه بشری چیست؟ اعتدال چه ردی در فلسفه دارد؟ در تاریخ ایران چه تجربیاتی از اعتدال داشته‌ایم و در صحنه سیاسی آغاز دهه نود اعتدال چه مشخصاتی دارد و شامل چه مضامینی است؟ اتفاقا مجلدات آن همایش یکی از منابع ارزشمند در پاسخ به این سوالات است. 

چه خوب می‌شد از زمان قائم‌مقام فراهانی (١١۵٨-١٢١۴ ه ش) که در ایران با بزنگاه‌های تغییر و اصلاح روبرو شدیم، قانعی‌رادهایی بودند و در نشست‌های علمی و جمعی، تامل درباره آن تجربیات را گردآوری می‌کردند. یادم هست همان موقع مطالب همایش اعتدال در رسانه‌های کاغذی و شبکه‌های محدود اجتماعی آن زمان هم نشر گسترده یافت. بعد روشن نشد که جناب سرزعیم چگونه تشخیص دادند که نتیجه این همایش «صفر مطلق» بوده است! (١)

برخلاف ادعای غیر مستند آقای سرزعیم، برگزاری آن همایش نتیجه مداخله مسولانه محققان و یک انجمن علمی کشور در امور عمومی بوده است. همچنان ده‌ها مقاله آن همایش خصوصا مقاله خود دکتر قانعی‌راد درباره اعتدال خواندنی است. او توضیح می‌دهد چرا نگرش «اعتدالی»، حتی در مقایسه با نگرش «اصلاحی» در تعامل با اصول‌گرایان و محافل پرقدرت مذهبی سودمند‌تر است. عبور کم هزینه ایران از سیاست امنیتی-کنترلی دوره احمدی‌نژاد به سیاست گشوده‌تر دوره حسن روحانی با سیاست اعتدالی انجام گرفت. تدوین این تجربه یک کار ارزشمند جمعی بود. 

سپس دکتر سرزعیم برای تقویت بحث‌شان ادعا کرده‌اند که خاتمی هم درک درستی از «سیاست» نداشت و سیاست را با «گفت‌گو» یکی گرفته بود. در این جا هم جناب سرزعیم سرسری رد شده‌اند. اولا اگر سیاست خاتمی در دوره اصلاحات فقط گفت‌‌گو بود، که بطور نسبی و براساس شاخص‌های کلان اقتصادی و اجتماعی کشور بهتر از گذشته اداره نمی‌شد. ثانیا و اتفاقا در دوره اصلاحات هم حیف شد که در سطح همان همایش اعتدال، نشست برگزار نشد و محصول کار محققان ارائه نشد. مگر تجربه‌های سیاست‌ورزی هر دوره چگونه به شهروندان و نسل بعد منتقل می‌شود. یکی از راه‌ها، همین کاری بود که مرحوم قانعی‌راد در یک اقدام جمعی متشکل از محققان انجام داد. اتفاقا اقدام به تشکیل همایش اعتدال مصداق یک همکاری مثبت میان یک انجمن علمی و دولت در ایران بود. جالب این که مرحوم قانعی‌راد و دکتر علی پایا در همان زمان و در تحقیق‌شان در کتاب «هابرماس و روشنفکران ایرانی» نشان دادند که «گفت‌گوی» مورد نظر خاتمی چه ربطی با «حوزه عمومی» در دوره اصلاحات دارد. گفت‌گو مولفه‌ اصلی نظریه ارتباطی هابرماس بود که در آن زمان در ایران نشر یافته بود و بخاطر اهمیتش در زبان خاتمی هم مورد تاکید قرار گرفته بود. اتفاقا موضوع در تقلیل سیاست به گفت‌گو نبود، بلکه در اهمیت یافتن گفت‌گو در حوزه عمومی بود.

جناب سرزعیم در همایش وفاق (که در آن هفتاد مقاله ارائه شده و در حوزه عمومی نشر یافته) شرکت نکردند، خب اشکالی ندارد و از حق خود استفاده کردند. اما نقد همایش اعتدال و همایش وفاق و سیاست ورزی دوره خاتمی به تلاش مستندتری نیاز دارد، با این شیوه ساده‌سازی و خصوصا با این نصحیت که «من اصولا از اینکه دانشگاهیان و روشنفکران در خدمت توجیه تمایلات، تصورات، تخیلات و توهمات سیاستمداران باشند خوشم نمی آید و نباید دانش خود را در جهت توجیه نظری آنها قرار دهند»، می‌توان هر فعالیت تحقیقاتی را زیر سوال برد که منصفانه نیست. (٢)

پی‌نوشت:

١-آقای سرزعیم حتما انتظار نداشتند که با تشکیل این همایش اعتدال معضلات جامعه ایران یک سره و به سرعت حل شود. لذا شایسته بود برای ادعای بی‌حاصلی بودن این همایش شواهد بیشتری ارائه می‌دادند. من درباره میزان استقبالی که از این همایش در رسانه‌ها در آن دوره شد، و میزان اثر آن بر نخبگان و افکار عمومی، جستجویی نکرده‌ام. اما بعنوان یک عضو معمولی هیئت علمی دو پایان‌نامه در دوره فوق لیسانس، که منبع تحقیقش مطالب همین همایش بود، داشتم. ده‌ها دانشجو شنوده نتیجه این پایان‌نامه‌ها بودند.

٢-در کتاب در تکاپوی جامعه مدنی به تجربیات مدیریت جمعی دکتر قانعی راد در انجمن جامعه شناسی خصوصا در مورد همین همایش اعتدال اشاره کرده‌ام (پی‌دی‌اف این کتاب در اینجا https://jalaeipour.com/home1/ در دسترس است). مرحوم قانعی‌راد مدیر علمی کم‌نظیری بود، بعنوان نمونه برای آشنایی با اهمیت کارش به همایش‌های علمی سالانه انجمن جامعه شناسی (@iran_sociology )مراجعه کنید.

حمیدرضا جلائی پور وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *