زمینه و ماهیت اعتراضات نهم دی 1404

آقای جلایی پور! ارزیابی شما از اعتراضات اخیر دی ماه چیست و برخی می گویند این تکرار حادثه دی 96 بوده است؟
بر اساس مشاهده مستقیم میشه گفت این اعتراضات در روزهای هشتم و نهم دیماه معیشتی بود و حاملانش مغازهداران بودند. فروشندگان بلور میدان شوش، موبایل فروشها، لاستیک فروشها، فروشندگان قطعات تاسیسات و غیره. عمده تظاهرات نهم دی از کسبه و کارکنان مغازهها بودند. از شغلهای جدید مثل پزشکان، مهندسان، پرستاران و معلمان کمتر بودند. عمده اعتراضات در تهران و وسط شهر بود
در نهم دی ماه هم در چهار پنج محیط دانشگاهی اعتراضات دانشجویی محدود بود. ولی روز آخر کلاسها هست و دو هفته دیگر هم امتحانات شروع میشود و دانشگاه اوایل اسفند فعال میشود. اما این به این معنا نیست که در روزهای آینده دانشگاه اعتراض نمیشود. ممکنه بشود. باید دید.
اعتراض ٩۶ و نهم دیماه ١۴٠۴ در دو چیز شبیه هم بودند. یکی زمینه هر دو اعتراض یکی است. حاکمیت دو دهه هست دنبال توسعه نیست، تحریمها تشدیده، فقر به سی و شش در صد جامعه رسیده. حدود ٩ میلیون طبقه متوسط فقیر داریم و دو نیم میلیون جوان معطل و معلق داریم. وقوع اعتراض در چنین زمینهای عجیب نیست. دوم این که جنس اعتراض که محرک معترضین بود، معیشتی و اخلال در دخل و خرج مغازه دارها است.
شما به نطفههای اعتراض ٩۶ و نهم دی ١۴٠۴ توجه کنید، هر دو یک جوری معیشتی بودند، ما با «معترض مضطر» روبرو بودیم. یادمه نطفه اولیه اعتراضات ٩۶ «مالباختگان نگران صندوقهای اعتباری» بودند. همون دست گل مجوزهای دولت احمدینژاد به موسسات اعتباری که پولهای مردم را گرفتند و پس ندادند. اول کار هم تندروها برای امنیت معترضین (علیه دولت حسن روحانی) تلاش کردند و فضای اعتراض را برایشان در جلوی حرم حضرت رضا در مشهد فراهم کردند. بعد کار از دست تندروها در رفت.
در اعتراضات ٧ و ٨ و ٩ دیماه ١۴٠۴، نطفه اعتراضات کسبه زیاندیده میدان شوش بود-حساسترین مرکز خرید ایران. در حالی که مغازهدار اجاره سنگین میدهد ولی خرید و فروش نداشت. لذا اعتراضشون خیلی طبیعی بود.
- برخی می گویند این اعتراضات سازمان دهی شده برای تخریب دولت است، ریشه اعتراضات از نگاه شما کجاست؟
گفتم ریشه اعتراضات درد مردم زیاندیده است. کاسبی کسبه نمیچرخه. دو دهه رکود و تحریم، کسبه رو ضعیف کرده. این چند هفته هم نرخ ارز آسانسوری بالا رفت. کسبه مضطر نه میتونه جنس بخره و نه میتونه بفروشه و سر ماه هم اجاره و بیمه و مالیات سنگین داره. لذا در واقع عامل اولیه این وضعیت، نحوه حکمرانی حاکمیت است که توسعه متوقف شده است و جاش رو رکود گرفته. البته وقتی اعتراض مردمی راه افتاد شما دیدید دو نیرو دولت پزشکیان رو هدف قرار دادند. یکی همون تندروها که سیاستهاشون در دو دهه اخیر کشور رو به اینجا رسونده. این ها پس از شهادت مرحوم رئیسی خیلی ناراحتاند و دنبال زدن دولت پزشکیان بوده و هستند. آقای پزشکیان جلوی اینها نجابت به خرج میده و کند تصمیم میگیره و این تندروها خیز بر میدارند. شما رفتار این تندروهای مجلس رو ببینید که چه جوری بلادلیل همتی رو در حالی که ایران در شرایط جنگی بود، استیضاح کردند! نیروی دوم هم سرنگونیطلبان هستند که رسانه ماهوارهای دارند و دنبال براندازی هستند و دولت پزشکیان رو که بالاخره منتخب انتخاب پنجاه در صد مردم ایران هست، دارند میکوبند. و متاسفانه یک عده از این تحولطلبان و گذاریها هم به این سرنگونیطلبان پیوستند.
- آیا این اعتراضات جنس سیاسی دارد یا اقتصادی؟
اشاره کردم اولا علتی که زمینه اعتراضات دهه اخیر را فراهم کرده، سیاسی است چون حکمرانی دنبال توسعه کشور نبوده و فکر نمیکرده اوضاع حتی به خاموشی برق برسه و اینجوری نرخ تورم فزاینده و پایدار بشه. ثانیا انگیزه و درد معترضین اقتصادی و معیشتی است. دخل و خرج ندارند. ثالثا مثل گذشته تندروهای داخل و خارج فرصتطلبی خود را در سواستفاده از این اعتراضات انجام میدهند.
- واکنش رئیس جمهور به اعتراضات و به رسمیت شناختن آن را چطور ارزیابی می کنید؟
پزشکیان تلاش صادقانه زیاد انجام میدهد ولی کلا تغییرات و تصمیمات را خیلی آهسته انجام میدهد. همان موقع که تندروهای مجلس همتی را استیضاح کردند لازم بود همتی رئیس بانک مرکزی بشه و تجربه این کار را داشت. با این همه در این سه روزه که اعتراضات شروع شد، اقدامات دولت پزشکیان و حاکمیت قابل دفاع بوده
بببینید با این که کسبه به حق ناراضیاند، از اون طرف ترامپ-نتانیاهو ایران رو تهدید میکند، گذاریها در حمله به حکومت در حال جنگ ترمز بریدند، اما دولت شش کار خوب انجام داد: یکم) ماهیت اعتراضات را شناخت و با مردم معترض همدلی کرد به اونها نگفت اغتشاشگر هستید. دوم) با نمایندگان کسبه حرف زد. سوم) رئیس بانک مرکزی را عوض کرد و یک فرد کارکشته رو منصوب کرد. چهارم) دولت قبول کرد که باید در لایحه بودجه تجدید نظر کرد. پنجم) مسولین تندرو حراست در سه دانشگاه رو تغییر داد. ششم) این که در این سه روزه نیروهای انتظامی خیلی مدنی عمل کردند.
- آیا به رسمیت شناختن اعتراضات توسط دولت و دیدار با نمایندگان معترضان به معنی تغییر رویکرد ها و گامی رو به جلو می تواند باشد؟
ببینید کشور، جامعه و حکومت با چالشهای چند لایه روبرو است، زود نمیشه معجزه کرد و مردم رو راضی کرد و حتی افق اعتراضات در روزهای آینده هم معلوم نیست اما این کارهای ششگانه حکومت خوب بود. گفتم پیش بینی روزهای آینده سخته ولی من مایلم در این جا به دو تجربه اشاره کنم.
اول این که مردم تو سطح شهر خیلی مشکل دارند و مردم از گرانیها خیلی ناراضیاند، اما بر اساس مشاهدات من در نهم دیماه در پیاده روها، در بازار تهران و میدان هفت تیر و گپ در مغازهها، یک لقمه صبحانهخوردن با تاکسیهای سرخط، حدس میزنم در مقایسه با ١۴٠١، مردم عادی سایه جنگ رو بالای سر ایران جدی میگیرند و در پیوستن به ایجاد اختلالات شهری فعال نیستند. البته من ممکنه اشتباه کنم. باید روزهای آینده را دید.
دوم این که به دولت پزشکیان از همه طرف فشار میآورند. حتی کسانی که فعال انتخاباتی برای دولت بودند خوب پای کار دولت نیستند (تندروها هم که دنبال مقاصد خود هستند) و به نظر میرسه از همه جدیتر مقام رهبری حامی دولت هست. ولی با این همه دیدیم همین دولت شش کار خوب در اعتراضات انجام داد. همین دولت در یک سایز کوچکتر قبلا از این کارهای خوب انجام داده بود و نتیجه داشت.
دولت پزشکیان تو جانباختن خالقی دانشجوی دانشگاه تهران پشت کوچه خوابگاه، خیلی پخته برخورد کرد (یعنی درجه یک عمل کرد، انگار بچه ریاست دانشگاه تهران و یا وزیر علوم جانباخته) اون بحران میتونست یک جرقه اعتراضی در دانشگاه باشه و وزارت علوم خیلی پخته مدیریت کرد.
در سه روز گذشته هم دولت پزشکیان با زبان انسانی و همدلانه با کسبه روبرو شده، و این کار مثبتی و آرامکننده است. البته بازم تاکید کنم زیر پوست جامعه ایران امور نامتعین زیاد هست لذا حرف قطعی نمیشه راجع به آینده اعتراضات زد.
بنابراین شایسته است همه اعم از حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی دست به دست هم بدهیم و ایران رو عزتمندانه از این شرایط جنگی عبور بدهیم.
متاسفانه عدهای فرصتطلبانه علاقه دارند از فرصت اعتراضات استفاده کنند و مهمترین چالش کشور را بصورت تک علتبینانه چالش کل مردم در یک طرف و با رهبری در طرف دیگر قرار دهند. در حالی که ایران در شرایط جنگی با دشمن خبیث و تجاوزکاری بنام نتانیاهو است و رهبری فرمانده قوای نظامی کشور است و این قوای نظامی ستون پایه کشور در برابر دشمنان خارجی هستند. لذا الان به نظر من اصلیترین آرایش سیاسی کشور در واقع میان حافظان کشور ایران (اعم از حاکمیت، دولت و شهروندان ایرانی) در برابر دشمنان ایران (اعم از نتانیاهو و سرنگونیطلبان و مشوقان شورش در کشور) هست.
بله همه میدانیم منابع اصلی قدرت ایران در کنار قوای نظامی، رضایت مردم از وضعیت رفاهشان هست. و رفاه و آبادانی و آزای حق مردم است. اما شرط حرکت به سوی توسعه و رفاه، عبور عزتمندانه ایران از پیچ جنگی فعلی است. امید این که مردم ایران دوباره دشمنان این مرز بوم رو ناکام بگذارند. و این بار پس از اعتراضات اخیر، حاکمیت با مردم ایران مانند پس از جنگ دوازده روزه برخورد نکند و فوری به تنظیمات کارخانه برنگردد.